پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۸، ۱۰:۳۰ ب.ظ

درباره سايت

پایگاه مذهبی دارالصادقیون

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی دارالصادقیون را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (دارالصادقیون) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد.
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
احمدتقی نژاد

بایگانی

پربحث ترين ها

محبوب ترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

۲۸۵ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

معاویه و قیصر

حکایات و داستانهای جالب

معاویه و قیصر
معاویه چون پیر شد شبها خوابش نمی برد، نزدیکهای صبح که میخواست بخوابد صدای ناقوسها بد خوابش میکرد، روزی رو به اطرافیانش کرد و گفت: ای گروه عرب آیا میان شما کسی هست که دستور مرا بجا آورد و من سه دیه قبلا به او بدهم، و دیه دو نفر را بعد از مراجعت؟ جوانی از قبیله غسان بپا خاست و گفت: من آماده ام، گفت: نامه مرا به قیصر می بری، چون به بساط او رسیدی با صدای بلند اذان میگوئی، جوان گفت: بعد از آن چه معاویه گفت: فقط همان، جوان گفت: چه کار کوچک و مزد بزرگ!

خنده عبرت

حکایات و داستانهای جالب


خنده عبرت
گویند: وقتی که برادران یوسف علیه السلام، او را در چاه آویزان کردند تا او را به آن بیفکنند، طبیعی است که یوسف خردسال در این حال محزون و غمگین بود، اما در این میان غم و اندوه، دیدند لبخندی زد، خنده ای که همه برادران را شگفت زده کرد، از هم می پرسیدند، یعنی چه؟ اینجا جای خنده نیست؟ گفتند بهتر است از خودش بپرسیم.
یکی از برادران که یهودا نام داشت، با شگفتی پرسید: برادرم یوسف! مگر عقل خود را باخته ای، که در میان غم و اندوه، می خندی؟ خنده ات برای چیست؟

سلطان بی تاج و تخت

حکایات و داستانهای جالب


سلطان بی تاج و تخت
در عصر رژیم منحط محمدرضاپهلوی، بهایی ها آن چنان در همه جا حتی در سطح وزارت نفوذ کرده بودند، که می خواستند ایران را اسرائیل دوم کنند، هویدا بهایی حدود سیزده سال نخست وزیر این مملکت بود، در همه جا اعمال نفوذ آنها دیده می شد، از این رو آیه اللّه العظمی بروجردی (ره) نسبت به این مسئله، فوق العاده حساس بود و اقدامات مهم برای قلع و قمع آنها نمود، که یکی از آنها سخنرانیهای خطیب توانا حجه الاسلام محمد تقی فلسفی به نمایندگی از آقای بروجردی، در مسجد شاه سابق تهران بود که مستقیم، در ماه رمضان سال ۱۳۳۴ شمسی در رادیو پخش می شد، و در همین سال ضربات سنگینی بر بهائیان وارد گردید.
حتی دکتر ایادی طبیب مخصوص شاه، بهایی بود.
آقای فلسفی می نویسد: در یکی از سخنرانیهای ماه رمضان سال ۱۳۳۴ شمسی که در رادیو هم پخش می شد، خطاب به شاه، به طور صریح گفتم:
مملکت ما این همه طبیب متخصص مسلمان دارد، مردم ناراحت هستند از اینکه دکتر ایادی بهایی طبیب مخصوص شما است، او را عوض ‍ کنید.
ولی شاه او را عوض نکرد، حتی یک نفر به من گفت شاه ناراحت شده و گفته است: اینها به طبیب من چه کار دارند؟
وقتی که بعد از انقلاب کتاب ارتشبد حسین فردوست به نام ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (که در دو جلد چاپ شده) را خواندم معلوم شد که شاه هرگز نمی توانست دکتر ایادی را عوض کند، فردوست می نویسد:
من که در دریا بودم، نمی دانستم که آیا شاه بر ایران سلطنت می کند یا دکتر ایادی؟ زیرا دکتر ایادی بهایی ها را در همه جا گمارده و بر مردم مسلط کرده بود.
سپس می نویسد: در زمانی که فلسفی در رادیو درباره بهائیان صحبت می کرد، شاه به ایادی گفت: دیگر مقتضی نیست در ایران بمانی، مدتی به خارج از ایران برو.
فردوست می نویسد: من یکبار مشاغل او را کنترل کردم، به ۸۰ شغل رسید، محمد رضا در حضور من از او ایراد گرفت که ۸۰ شغل را برای چه می خواهید؟ ایادی با شوخی جواب داد و گفت: می خواهم مشاغلم را به صد برسانم!
این خود نمونه کوچکی است از شیوه حکومت محمدرضا. در زمان هویدا (نخست وزیر شاه) دکتر ایادی تا توانست وزیر بهایی وارد کابینه کرد، و این وزرأ بدون اجازه او حق هیچگونه کاری نداشتند…. و بر همین اساس می توان کتاب نوشت که آیا ایادی بهایی در ایران سلطنت می کرد یا محمد رضا؟
آقای فلسفی در نتیجه گیری می نویسد:
چیزی که من از نظر سیاسی دریافتم این بود که انگلیس فلسطین را به دست یهود مرکز صهیونیست ها کرد، و آمریکا می خواست ایران را به دست افرادی نظیر دکتر ایادی مرکز بهائی ها کند، و در خاورمیانه دو پایگاه داشته باشد.
سرگذشتهای عبرت انگیز/ محمد محمدی اشتهاردی

لطف خداوند به بنده شاکر

نصایح و معجزات



لطف خداوند به بنده شاکر

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه بنده ای بعد از نماز به سجده شکر بیفتد، خداوند حجابهای بین او و فرشتگان را بر می دارد، و به فرشتگان خطاب می کند که هان ای فرشتگان! به بنده ام که واجب مرا انجام داد و عهدش با مرا کامل نمود، سپس به خاطر نعمتی که به او داده ام سجده شکر بجای آورد، ای فرشتگانم چه پاداشی شایسته او است؟ فرشتگان می گویند: پروردگارا! رحمت تو شایسته او است.
خداوند می فرماید: سپس چه پاداشی؟
فرشتگان می گویند: پروردگارا! بهشت تو شایسته او است.
خداوند می فرماید: سپس چه پاداشی؟
فرشتگاه گویند: پروردگارا! کفایت مهمّات او (یعنی تأمین نیازهای او) شایسته او است.
خداوند می فرماید: سپس چه پاداشی؟
فرشتگاه آنچه را نیک است برای آن بنده می طلبند، باز خداوند می فرماید:
سپس چه پاداشی به آن بنده شاکر بدهم؟
فرشتگان می گویند: پروردگارا! ما به آن پاداش عظیم آگاهی نداریم.
خداوند می فرماید:
لا شکرنه کما شکرنی، و اقبل علیه بفضلی، و اریه رحمتی؛ قطعا همانگونه که او مرا سپاسگزاری کند، از او سپاسگزاری می کنم، و با فضل و کرم با او روبرو می شوم، و رحمتم را به او ارائه می دهم.
سرگذشتهای عبرت انگیز/ محمد محمدی اشتهاردی

داستانی از زندگی امام حسین

حکایات و داستانهای جالب


 
کمک به اندازه معرفت فقیر
 
روزى امام حسین علیه السلام در گوشه اى از مسجد پیامبر صلى اللّه علیه و آله نشسته بود. مردى عرب نزد او آمد و گفت : یابن رسول اللّه من باید یک دیه کامل بپردازم و توان اداى آن را ندارم . نزد خودم مى روم و از کریمترین مردم درخواست مى کنم و کسى را کریمترین مردم درخواست مى کنم و کسى را کمتر از اهلبیت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله نمى شناسم .