شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۱۷ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه مذهبی دارالصادقیون

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی دارالصادقیون را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (دارالصادقیون) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد.
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
احمدتقی نژاد

بایگانی

پربحث ترين ها

محبوب ترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

زندگینامه بُهلول (فرزانه ای دیوانه نما)

معرفی و زندگی نامه بزرگان

ابووُهیب بن عمروبن مغیره ، فرزانه ای دیوانه نما (از عُقلاء المجانین ) در سده دوم . در کوفه به دنیا آمد (شوشتری ، ج ۲، ص ۴؛ ابن شاکر کتبی ، ج ۱، ص ۲۲۸). از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست . به گفته حمدالله مستوفی (ص ۶۳۷)، عموزاده هارون (حک :۱۷۰ـ۱۹۳) بود.

اما در واقع ، جز همزمانی این دو با یکدیگر، درباره دیگر داستانها و خویشاوندیِ این دو دلیل موجهی وجود ندارد. نام او در لغت به معنای مرد خنده رو (غیاث الدین رامپوری ؛ شاد؛ شرتونی ؛ تاج الاسامی ، ذیل مادّه ؛ صفی پوری ، ذیل «ب ه ل »)، مهتر نیکوروی (زنجی سجزی ، ج ۱، ص ۵۱) و پیشوای قوم (غیاث الدین رامپوری ، همانجا) و جامع همه خیرات (جر، ذیل مادّه )، و در حوزه های فرهنگی غیر عرب نظیر تاجیک به معنای گول و لوده ( د.تاجیکی ، ج ۱، ص ۳۹۲) و در شمال افریقا به معنای عام ساده دل است و شاید با واژه هُبالی / بُهالی به همین معنا خلط شده باشد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ). ابن عربی (ج ۴، ص ۹۸)، با ذکر شکل جمع آن (بَهالیل )، بهلولِ تاریخی را نمونه نوعیِ مجانینی دانسته که بر اثر «وارد»ی ، «عقول » خود را از کف می دهند و در زمره مجذوبان الهی درمی آیند. مجلسی نیز به صورت صفت ، آن را در معنای زیرک و شجاع به کار برده است (ج ۲۱، ص ۳۰۷، ج ۴۲، ص ۱۳۴، ج ۴۵، ص ۱۳۹، ج ۴۷، ص ۳۱۵).
نخستین کسی که از بهلول نام برده ، جاحظ (متوفی ۲۵۵) در البیان و التبیین (ج ۲، ص ۱۸۲) است و پس از او ابن قتیبه (متوفی ۲۷۶) در عیون الاخبار (مجلد ۲، ج ۴، ص ۵۱)، ابن عبدربه (متوفی ۳۲۸) در عقدالفرید (ج ۶، ص ۱۶۲)، و سرانجام حسن بن محمد نیسابوری (متوفی ۴۰۶) در عقلاء المجانین (ص ۷۳ـ ۸۱). اما ظاهراً توجه قاضی نورالله شوشتری (ج ۲، ص ۱۴ـ ۱۵) به او و آوردن نام وی در زمره مریدان امام جعفر صادق علیه السلام ، موجب اقبال نویسندگان شیعی به او گردید (برای نمونه رجوع کنید به خوئی ، ج ۳، ص ۳۷۴؛ قهپائی ، ج ۱، ص ۲۸۳).
لیکن این داوری (رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل مادّه ) چندان درست به نظر نمی رسد که شوشتری وی را با بهلول بن محمد ـ که شیخ طوسی (ص ۲۱۳ـ۲۱۴) او را یار امام صادق علیه السلام ذکر کرده  درآمیخته است . زیرا ابن حجر عسقلانی (متوفی ۸۵۲) بصراحت از ارتباط بهلول مجنون با امام جعفر صادق علیه السلام سخن گفته و او را در سلسله سند حدیثی از ابوحنیفه ذکر کرده است (ص ۶۸). مامقانی در تنقیح المقال (ج ۱، بخش ۲، ص ۱۸۴ـ ۱۸۵) نیز از هر دو بهلول نام برده است . صفدی (ج ۱۰، ص ۳۰۹) مرگ او را در حدود ۱۹۰ ذکر کرده است . کارستن نیبور مزار وی را در بغداد وصف کرده است ( د. اسلام ، همانجا).
جز این ، آنچه درباره بهلول در منابع قدیم نقل شده ، مجموعه ای است از داستانهای جذاب و طنزآمیز که شخصیتی فرزانه اما دیوانه نما را تصویر می کند و بر خصلتهایی چون قناعت ، بی اعتنایی به قدرت ، ظلم ستیزی ، لطافت روح ، حضور ذهن و نکته دانی او دلالت دارد (برای نمونه رجوع کنید به ابن قتیبه ؛ابن عبدربه ، همانجا؛ابن شاکر کتبی ، ج ۱، ص ۲۲۹ـ۲۳۱؛نراقی ، ص ۳۹۶ـ۳۹۷؛مُستملی ، ج ۴، ص ۱۶۳۹؛جزایری ، ص ۵۵؛ابن جوزی ، ص ۲۱۶ـ۲۱۷؛حمدالله مستوفی ، همانجا؛شعرانی ، ج ۱، ص ۶۸؛امین ، ج ۳، ص ۶۱۹ـ۶۲۲؛خوانساری ، ج ۲، ص ۱۴۷).
برخی از این داستانها که در آن بهلول هوشمندانه نظریات کلامی مخالف شیعه ، از جمله «رؤیت اللّه » و «جبر در برابر اختیار»، را رد می کند یا آشکارا از سبِّ اهل بیت پیامبر علیهم السلام دوری می جوید، نشانه تمایلات شیعی اوست (امین ، ج ۳، ص ۶۱۸ـ۶۱۹، ۶۲۲؛مدرس تبریزی ، ج ۵، ص ۲۰۹ـ ۲۱۰؛ابن عبدربه ، همانجا).
در باب ویژگی بارز او، یعنی جنون و دیوانه نمایی ، و انگیزه اش ، گفته ها گوناگون است ؛مشهورترین سخن ، توصیه امام موسی کاظم علیه السلام به او برای اظهار جنون به منظور صیانت نفس و رهایی از آزار خلیفه عباسی است و ایجاد گریزگاهی تا در مقامی قرار نگیرد که ناگزیر از تأیید فتوای قتل امام (شوشتری ، ج ۲، ص ۱۴) یا قضاوت به طور کلی شود (امین ، ج ۳، ص ۶۱۷). به این ترتیب ، جنون بهلول ، نوعی تقیه با انگیزه های سیاسی بوده است .
اما در متون عرفانی ، جنون بهلول و نظایر او به سبب غلبه سرمستی عشق الهی و امری بی اراده است که ارتباط آنان را با مردمان دیگر دشوار و گاه ناممکن می کند و سخنان آنان را دیوانه وار می نمایاند (ابن عربی ، همانجا؛مستملی ، ج ۴، ص ۱۴۹۱؛روزبهان بقلی ، ص ۲۱۴ـ ۲۱۵؛ابن خلدون ، ج ۱، ص ۲۰۴) و صفت بهلولی (بهلله ) جلوه ای از واردات غیبی بر قلب عارف است . این تأویل در آثار معاصران نیز آمده است (ستاری ، ص ۳۱۷).
جز حکایات مذکور، اندکی اشعار عمدتاً اخلاقی (ابوحیان توحیدی ، ج ۱، ص ۱۹۲؛امین ، ج ۳، ص ۶۲۲) و نیز قصیده ای طنزآمیز به نام فیّاشیه (موسوی حسینی ، ج ۱، ص ۵۷۹) به او نسبت داده اند که احتمالاً مجعول و سروده سده نهم یا دهم است (بروکلمان ، ج ۴، ص ۵۵ـ۵۶؛زرکلی ، ج ۲، ص ۷۷؛شعرانی ، همانجا).
بهلول در ادب مکتوب فارسی (برای نمونه رجوع کنید به سنایی ، ص ۳۶۶؛عطار، ۱۳۶۸ ش ، ص ۱۴۲ـ۱۴۳، ۱۶۰، ۱۶۳، ۲۰۸، ۲۱۴، ۲۶۴؛همو، ۱۳۵۶ ش ، ص ۹۰ـ۹۱، ۱۱۴، ۱۱۷، ۱۴۵، ۲۱۰ـ۲۱۱؛شمس تبریزی ، ص ۱۳۷؛مولوی ، ج ۲، دفتر سوم ، ج ۲، ص ۴۰، بیت ۷۰۰؛سعدی ، ص ۲۵۹، ۴۹۷؛جامی ، ص ۷۷ـ ۸۲؛مجد خوافی ، ص ۱۱۴، ۲۴۹؛یغما، ج ۲، ص ۱۹۹) و در ضرب المثلها و روایات شفاهی (برای نمونه رجوع کنید به بقایی ، ص ۷۰؛شهری باف ، ص ۸۴، ۱۷۰، ۱۸۹، ۷۹۷) و سرانجام در روایات «اهل حق » کردستان جایگاهی ویژه دارد.
در متون اهل حق ، بهلول از شخصیتهای طراز اول مذهبی و همان شخصیت تاریخیِ معاصر هارون الرشید است ؛با این فرق که در دینور (ماه الکوفه ) زاده شده و ازینرو به بهلول ماهی معروف شده و کُرد است . او با جمعی از یارانش ، مسلک یارسان (اهل حق ) را در اورامان پدید آورد (صفی زاده ، ۱۳۶۳ ش ، ص ۲۳ـ۲۶) و با یاران لُر خود به خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رفت ، اما چون خود ـ به نظر اهل حق ـ نمودار فروغ ایزدی ، «ذات علی » و «مظهر مرتضی » (مجرم جیحون آبادی ، ص ۲۲۲ـ۲۲۳، ۲۲۵) بوده است نه پیرو امام ، هادی و راهبر ایشان محسوب شده است . در واقع اهل حق با «غلو» در شخصیت بهلول و نیز بر اساس باور به تناسخ و اعتقاد به حلول روح علی علیه السلام در وی چنین مرتبتی برای او قائل شده اند. بر اساس روایات اهل حق ، بهلول در ۲۱۹ در تنگه گول چشمه سفید، نزدیک اسلام آباد غرب ، درگذشت (صفی زاده ، ۱۳۷۵ ش ، ص ۲۳). دوبیتیهایی (فهلویاتی ) به گویش گورانی و زبان عربی به بهلول منسوب است (همو، ۱۳۷۶ ش ، ص ۴۰ـ ۴۲؛همو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۱۰ـ ۵۵). او در موسیقی و تنبورنوازی شهرت داشته (همو، ۱۳۶۳، ص ۲۴) و در متون یارسان نیز، همانند ادبیات عرفانی ، صاحب کراماتی حتی خارق العاده تر است (مجرم جیحون آبادی ، ص ۲۲۵ـ ۲۲۸).
نام بهلول در ادبیات غرب به عنوان دلقک دربار هارون الرشید راه یافته است ( ایرانیکا ، همانجا). بهلول جذابیت خود را بویژه در میان ایرانیان تا عصر حاضر نیز حفظ کرده است . در میان تاجیکها داستانهای عامیانه بسیاری درباره او رواج دارد ( د. تاجیکی ، همانجا) و در ایران پس از مشروطیت ، هفته نامه ای طنزآمیز به نام بهلول به طرفداری از دموکراتها و با مواضع انتقادی تند منتشر می شد (براون ، ج ۲، ص ۲۶۷؛صدر هاشمی ، ج ۲، ص ۳۶ـ ۳۸). در دهه های اخیر، مجموعه حکایات او به فارسی و به زبانی ساده بارها به چاپ رسیده است (رجوع کنید به غلامرضا آبردی ، قصّه های بهلول ، تهران ۱۳۷۶ ش ؛علی صدر، بهلول : عاقل دیوانه نما ؛تهران ۱۳۴۳ش ؛حسن مصطفوی ، بهلول عاقل ، تهران ۱۳۷۲ ش ؛عبدالله نیازمند، لطیفه ها و حکایات شیرین بهلول عاقل ، تهران ۱۳۷۲ ش ).



منابع :
(۱) ابن جوزی ، اخبار الاذکیاء ، چاپ محمد مرسی خولی ، ( بی جا ) ، ۱۹۷۰؛
(۲) ابن حجر عسقلانی ، تعجیل المنفعه ، چاپ ایمن صالح شعبان ، بیروت ۱۴۱۶؛
(۳) ابن خلدون ، مقدمه ابن خلدون ، ترجمه محمد پروین گنابادی ، تهران ۱۳۵۹ ش ؛
(۴) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ۱۹۷۳ـ۱۹۷۴؛
(۵) ابن عبدربه ، العقد الفرید ، چاپ علی شیری ، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/۱۹۸۸ـ۱۹۹۰؛
(۶) ابن عربی ، الفتوحات المکیه ، ج ۴، چاپ عثمان یحیی ، قاهره ۱۳۹۵/۱۹۷۵؛
(۷) ابن قتیبه ، کتاب عیون الاخبار ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(۸) ابو حیان توحیدی ، البصائر و الذخائر ، چاپ وداد قاضی ، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛محسن امین ، اعیان الشیعه ،

(۹) چاپ حسن امین ، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
(۱۰) ادوارد گرانویل براون ، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت ، ج ۲، ترجمه محمد عباسی ، تهران ( تاریخ مقدمه ۱۳۳۷ ش ) ؛
(۱۱) کارل بروکلمان ، تاریخ الادب العربی ، ج ۴، نقله الی العربیه یعقوب بکر و رمضان عبدالتواب ، قاهره ۱۹۷۵؛
(۱۲) ناصر بقایی ، امثال فارسی در گویش کرمان : هزاره نخست ، کرمان ۱۳۷۰ ش ؛
(۱۳) تاج الاسامی ( تهذیب الاسماء ) : فرهنگ عربی به فارسی ، چاپ علی اوسط ابراهیمی ، تهران ۱۳۶۷ ش؛
(۱۴) عمروبن بحر جاحظ ، البیان و التبیین ، چاپ حسن سندوبی ، قاهره ۱۳۵۱/۱۹۳۲؛
(۱۵) عبدالرحمان بن احمد جامی ، بهارستان ، چاپ اسماعیل حاکمی ، تهران ۱۳۶۷ ش ؛
(۱۶) خلیل جر، فرهنگ عربی به فارسی ، ترجمه حمید طبیبیان ، تهران ۱۳۶۳ ش ؛
(۱۷) نعمت الله بن عبدالله جزایری ، زهرالربیع ، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛
(۱۸) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ۱۳۶۲ ش ؛
(۱۹) محمدباقربن زین العابدین خوانساری ، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات ، چاپ اسدالله اسماعیلیان ، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲؛
(۲۰) ابوالقاسم خوئی ، معجم رجال الحدیث ، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(۲۱) روزبهان بقلی ، شرح شطحیات ، چاپ هانری کوربن ، تهران ۱۳۶۰ ش ؛
(۲۲) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ۱۹۸۶؛
(۲۳) محمودبن عمر سجزی ، مهذب الاسماء فی مرتب الحروف و الاشیاء ، چاپ محمد حسین مصطفوی ، ج ۱، تهران ۱۳۶۴ ش ؛
(۲۴) جلال ستاری ، حالات عشق مجنون ، تهران ۱۳۶۶ ش ؛
(۲۵) مصلح بن عبدالله سعدی ، متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی ، چاپ مظاهر مصفا، تهران ۱۳۴۰ ش؛
(۲۶) مجدودبن آدم سنایی ، حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ۱۳۵۹ ش ؛
(۲۷) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ۱۳۶۳ ش ؛
(۲۸) سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد ، قم ۱۴۰۳؛
(۲۹) عبدالوهاب بن احمد شعرانی ، الطبقات الکبری ، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
(۳۰) محمدبن علی شمس تبریزی ، مقالات شمس تبریزی ، چاپ محمد علی موحد، تهران ۱۳۵۶ ش ؛
(۳۱) نورالله بن شریف الدین شوشتری ، مجالس المؤمنین ، تهران ۱۳۵۴ ش ؛
(۳۲) جعفر شهری باف ، قند و نمک : ضرب المثلهای تهرانی ، تهران ۱۳۷۰ ش ؛
(۳۳) محمد صدر هاشمی ، تاریخ جراید و مجلات ایران ، اصفهان ۱۳۶۳ـ۱۳۶۴ ش ؛
(۳۴) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ۱۰، چاپ ژاکلین سوبله و علی عماره ، ویسبادن ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛
(۳۵) عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری ، منتهی الارب فی لغه العرب ، چاپ سنگی تهران ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ افست تهران ۱۳۷۷؛
(۳۶) صدیق صفی زاده ، دانشنامه نام آوران یارسان ، تهران ۱۳۷۶ ش ؛
(۳۷) همو، دوره بهلول : یکی از متون کهن یارسان ، تهران ۱۳۶۳ ش ؛
(۳۸) همو، نامه سرانجام ، یا، کلام خزانه ، تهران ۱۳۷۵ ش ؛
(۳۹) همو، نوشته های پراکنده درباره یارسان اهل حق ، تهران ۱۳۶۱ ش ؛
(۴۰) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱؛
(۴۱) محمدبن ابراهیم عطار، الهی نامه ، چاپ هلموت ریتر، استانبول ۱۹۴۰، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش ؛
(۴۲) همو، مصیبت نامه ، چاپ نورانی وصال ، تهران ۱۳۵۶ ش ؛
(۴۳) محمدبن جلال الدین غیاث الدین رامپوری ، غیاث اللغات ، چاپ منصور ثروت ، تهران ۱۳۷۵ ش ؛
(۴۴) عنایه الله قهپائی ، مجمع الرجال ، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی ، اصفهان ۱۳۸۴ـ۱۳۸۷، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(۴۵) عبدالله مامقانی ، تنقیح المقال فی علم الرجال ، چاپ سنگی نجف ۱۳۴۹ـ۱۳۵۲؛
(۴۶) مجد خوافی ، روضه خلد ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران ۱۳۴۵ ش ؛
(۴۷) نعمه الله بن بهرام مجرم جیحون آبادی ، حق الحقایق ، یا، شاهنامه حقیقت ، چاپ محمد مکری ، تهران ۱۳۶۱ ش ؛
(۴۸) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛
(۴۹) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانه الادب ، تهران ۱۳۶۹ ش ؛
(۵۰) اسماعیل بن محمد مُستَملی ، شرح التّعرف لمذهب التصوف ، چاپ محمد روشن ، تهران ۱۳۶۳ـ۱۳۶۶ ش ؛
(۵۱) عباس بن علی موسوی حسینی ، نزهه الجلیس و منیه الادیب الانیس ، ج ۱، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛
(۵۲) چاپ افست قم ۱۳۷۵ ش ؛
(۵۳) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، کتاب مثنوی معنوی ، چاپ رینولد آلن نیکلسون ، تهران ( بی تا. ) ؛
(۵۴) احمدبن محمدمهدی نراقی ، خزائن ، چاپ سنگی ( بی جا، بی تا. ) ؛
(۵۵) ابوالقاسم حسن بن محمد نیسابوری ، عقلاء المجانین ، دمشق ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛
(۵۶) ابوالحسن بن ابراهیم قلی یغما، مجموعه آثار یغمای جندقی ، ج ۲، چاپ علی آل داود، تهران ۱۳۶۲ ش ؛

(۵۷) EI 2 , s.v. “Buhlu ¦l”;
(۵۸) Encyclopaedia Iranica , s.v. “Bohlu ¦l” (by Ulrich Marzolph);
(۵۹) Ensiklopediya ¦yi Sa ¦vetii Ta ¦jik , I, Dushanbe 1978.

 دانشنامه جهان اسلام جلد ۴ 

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی