يكشنبه, ۲۲ فروردين ۱۴۰۰، ۰۳:۰۸ ب.ظ

درباره سايت

پایگاه مذهبی دارالصادقیون

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی دارالصادقیون را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (دارالصادقیون) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد.
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
احمدتقی نژاد

بایگانی

پربحث ترين ها

محبوب ترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

عاشورا در زمان جاهلیت و میان قریش‏:

سیره و اشعار

عاشورا در زمان جاهلیت و میان قریش‏:

در سنن دارمى روایت شده که رسول خدا(ص) فرمود:

این روز روز عاشوراست و قریش این روز را در جاهلیت روزه مى‏گرفتند پس هر کدام شما (مسلمین) دوست دارد روزه بگیرد، بگیرد و هر کدام دوست دارد روزه را ترک کند ترک کند.(1)

در کتاب موطأ مالک آمده:إن عائشة قالت: کان یوم عاشوراء یوما تصومه قریش فى الجاهلیة و کان رسول الله(ص) یصومه فى الجاهلیة...(2)

در صحیح بخارى نقل شده:إن قریشا کانت تصوم یوم عاشوراء فى الجاهلیة ثم أمر رسول الله(ص) بصیامه حتى فرض رمضان ...(3)

در کتاب نیل الاوطار آمده:أن اهل الجاهلیة کانوا یصومون یوم عاشوراء و إن رسول الله(ص) صامه و المسلمون قبل أن یفرض رمضان.(4)

 

عاشورا بعد از اسلام و قبل از وجوب روزه ماه رمضان‏

در صحیح بخارى از ابن عمر نقل شده: صام النبى(ص) عاشوراء و أمر بصیامه فلما فرض رمضان ترک(5)

و نیز در صحیح بخارى از عایشه نقل شده:

رسول خدا به روزه روز عاشورا امر کرد تا هنگامى که روزه ماه رمضان واجب شد. آنگاه فرمود : هر کس مى‏خواهد، روز عاشورا را روزه بگیرد و هر کسى مى‏خواهد افطار کند.(6)

در کتاب جامع احادیث الشیعه از کتاب من لا یحضره الفقیه از امام باقر(ع) نقل شده: محمد بن مسلم و زراره از آن حضرت از روزه روز عاشورا سؤال کردند، فرمود: کان صومه قبل شهر رمضان فلما نزل شهر رمضان ترک.(7)

 

عاشورا پس از وجوب روزه ماه رمضان‏

در روایات شیعه آمده :

و أما الصوم الذى یکون صاحبه فیه بالخیار فصوم یوم الجمعة ـ الى أن قال ـ و صوم یوم عاشوراء فکل ذلک صاحبه بالخیار إن شاء صام و إن شاء أفطر.(8)و نیز از مام باقر(ع) روایت شده: إن علیا(ع)قال صوموا العاشوراء التاسع و العاشر فإنه یکفر ذنوب سنة.(9) و نیز از امام باقر(ع) روایت شده: «صیام یوم عاشوراء، کفارة(10) سنة»

در کنزل العمال روایت شده: لما فرض صوم رمضان سئل النبى(ص) عن صوم عاشوراء فقال: هو یوم من ایام الله تعالى فمن شاء صامه و من شاء ترکه.(12)

و نیز در همان کتاب: عن عمار بن یاسر قال: امرنا بصیام عاشوراء قبل أن ینزل رمضان فلما نزل رمضان لم نؤمر به.(13)

و در همان کتاب: ظعن قیس بن سعد قال: کنا نصوم عاشوراء... قبل أن ینزل علینا صوم رمضان فلما نزل لم نؤمر به و لم ننه عنه و نحن نفعل.(14)

مستفاد از این روایات و دهها روایت دیگر که در کتابهاى حدیثى سنى و شیعه نقل شده، (15) این است که عاشورا از زمان حضرت موسى تا بعثت رسول خدا(ص) و از بعثت تا هنگام وجوب روزه ماه رمضان و همچنین پس از آن مورد تعظیم و از ایام الله بوده است و همواره با انجام روزه در آن، بزرگ داشته مى‏شده است.

مستفاد از این روایات و دهها روایت دیگر که در کتابهاى حدیثى سنى و شیعه نقل شده، (15) این است که عاشورا از زمان حضرت موسى تا بعثت رسول خدا(ص) و از بعثت تا هنگام وجوب روزه ماه رمضان و همچنین پس از آن مورد تعظیم و از ایام الله بوده است و همواره با انجام روزه در آن، بزرگ داشته مى‏شده است.

در اینجا این پرسش پیش مى‏آید که علت عظمت اینروزه و از ایام الله بودن آن چیست؟ زیرا غالبا زمانها به واسطه حوادث مهمى که در آن اتفاق مى‏افتد عظمت پیدا مى‏کنند مانند روز میلاد رسول خدا(ص) روز بعثت و روز وفات آن بزرگوار و روز تولد امیرمؤمنان و روز غدیر و روز شهادت آن گرامى.

در پاسخ این سوال مطالبى در کتابها نقل شده و برخى از آنها مورد خدشه قرار گرفته است .(16) اما از یک نکته گویا غفلت شده که علت عظمت این روز حادثه کربلا باشد و بزرگداشت این روز از همان زمان حضرت موسى نیز به همین علت بوده و شاهد آن روایتى است که در پایان این مقال نقل خواهیم کرد. و اگر همه حوادثى که گفته شده در این روز اتفاق افتاد مطابق با واقع باشد، باز از همه مهمتر و عظیمتر حادثه کربلاست.

 

روز عاشورا پس از واقعه کربلا

دشمنان اهل بیت و بنى‏امیه لعنة الله علیهم پس از حادثه کربلا با سوء استفاده از روایات مربوط به روزه بزرگداشت عاشورا مطلبى را عنوان و مطرح و تبلیغ کردند که با اساس دین و مکتب منافات داشت و آن اینکه چون در این روز امام حسین کشته شده و کشتن امام حسین (ع) و اهل بیت و یاران او ـ نعوذ بالله ـ کار بسیار خوب و مستحسنى بوده پس این روز روز با برکتى شده و به این خاطر باید این روز را روزه گرفت.

متأسفانه این مطلب صد در صد انحرافى، میان گروهى از مسلمانان ظاهرى نفوذ کرد که در زیارت عاشوراى امام حسین(ع) آمده: و هذا یوم تبرکت به بنو امیة.از این تاریخ است که روزه روز عاشورا به دو عنوان مى‏توانست انجام شود:

1) به عنوان اینکه از ایام الله است مانند اینکه قبل از حادثه کربلا روز عاشورا را روزه مى‏گرفتند یا به عنوان واجب و یا مستحب.

2) به عنوان اینکه چون یزید امام حسین را ظاهرا از بین برده باید روزه گرفت و از همین تاریخ است که امامان معصوم ما با روشنگرى و احیانا نهى از روزه عاشورا و حتى با بیان اینکه تا نزدیک غروب چیزى نخورید و نیاشامید اما نزدیک غروب قدرى چیزى بخورید تا رزوه اصطلاحى نباشد، با این فکر کفرى که ریشه در دشمنى با اهل بیت(ع) دارد مبارزه و مخالفت کردند.

امام صادق(ع) به عبدالله بن سنان فرمود:

لا تجعله صوما کملا و لیکن إفطارک بعد صلاة العصر بساعة على شربة من ماء(17)

زراره از امام صادق و امام باقر(ع) نقل کرده که به او فرمود: «لا تصم یوم عاشورا...» (18)

جعفر بن عیسى گوید:

سألت الرضا(ع) عن صوم یوم عاشوراء و ما یقول الناس فیه فقال(ع) عن صوم ابن مرجانة تسألنى؟ ذلک یوم صامه الادعیاء من آل زیاد بقتل الحسین صلوات الله علیه وهو یوم تشأم به آل محمد یتشأم به أهل الاسلام و الیوم المتشأم به الاسلام و أهله لا یصام فیه و لا یتبرک به ... و یوم عاشوراء قتل فیه الحسین و تبرک به ابن مرجانة و تشأم به آل محمد(ع) فمن صامهما أو تبرک بهما، لقى الله عزوجل ممسوخ القلب و کان محشره مع الذین سنوا صومهما و التبرک بهما.(19)

امام صادق(ع) فرمود:

من صامه کان حظه من صیام ذلک الیوم حظ ابن مرجانة و آل زیاد. قال الراوى: قلت: و ما کان حظهم من ذلک الیوم؟ قال: النار أعاذنا الله من النار و من عمل یقرب من النار.(20)

امام صادق(ع) فرمود:

اما انه صیام یوم ما نزل به کتاب و لا جرت به سنة الا سنة آل زیاد بقتل الحسین بن على (ع)(21)

ظاهرا مقصود روزه آن طور که بنى‏امیه مى‏گفتند است و چند روایت دیگر نیز به همین مضمون در روایات باب صیام عاشورا در کتابهاى حدیثى مانند جامع احادیث الشیعه نقل شده است. (22)

بنابراین جمع بین این دو گروه روایت (یعنى روایاتى که دلالت بر مطلوبیت صوم عاشورا و روایاتى که دلالت بر عدم مطلوبیت آن دارد) بسیار روشن است.

مرحوم مقدس اردبیلى در کتاب شرح ارشاد در شرح فتواى علامه حلى به استحباب روزه عاشورا به شرط اینکه بخاطر محزون بودن از شهادت امام حسین(ع) باشد فرمود:

روایات در اینمورد مختلف است، برخى دلالت بر استحباب دارد و مى‏گوید: روزه عاشورا کفاره گناه یک سال است و روزه تاسوعا و عاشورا کفاره گناه یک سال است و رسول خدا این روز را روزه گرفته است... برخى دیگر از روایات دلالت بر کراهت بلکه حرمت دارد مانند روایتى که روزه این روز سنت آل زیاد و روزه ابن مرجانه است... گروه دوم مربوط به روزه عاشورا به عنوان تبرک شکر به خاطر شهادت امام حسین(ع) است که روزه به این منظور حرام است و اگر به این منظور هم نباشد ممکن است به خاطر تشابه به سنت دشمنان اهل بیت است و روزه‏دار در این روز به آنان شباهت پیدا مى‏کند مکروه باشد کما اینکه اتصاف یهود و نصارا مکروه است اما اینکه علامه حلى فرمود: «در صورتى که به خاطر حزن باشد مستحب است» مقصود این است که هیچ شباهتى به کار بنى امیه که به خاطر سرور و شکر روزه مى‏گرفتند نداشته باشد .(23)

صاحب جواهر هم در شرح قول محقق «یستحب صوم عاشوراء على وجه الحزن» فرموده است:

لا أن یکون على جهة التبرک و الشکر و بذلک جمع الشیخان و غیرهما بین الروایات الدالة على المطلوبیة و النصوص المتضمنة للنهى عن صومه...(24)

مرحوم محدث قمى در ماده عشر سفینة البحار مطلب شگفت آورى را در این زمینه از یکى از علماى اهل تسنن (شیخ عبدالقادر جیلانى) نقل کرده است که خواندنى است.

 

چند یادآورى‏ در مورد شبهات

متأسفانه موضوع عید دانستن روز عاشورا بعد از حادثه کربلا که از شیطنتهاى بنى امیه بود در میان گروههایى از مسلمانان نفوذ کرد و باقى و گویا هنوز هم در برخى از بلاد برخى ممالک اسلامى این سنت سراسر بدعت و ضد ارزش برقرار است.و من عجیب امرهم دعواهم محبة أهل البیت(ع) مع ما یفعلون یوم المصاب بالحسین(ع) من المواظبة على البر و الصدقة و المحافظة على البذل و النفقة و التبرک بشراء ملح السنة و التفاخر بالملابس المنتخبة و المظاهرة بتطیب الابدان... من أسباب الافراح و المسرات و اعتذارهم فى ذلک بأنه یوم لیس کالایام و انه مخصوص بالمناقب العظام و یدعون ان الله عزوجل تاب فیه على آدم فکیف وجب أن یقضى فیه حق آدم فیتخذ عیدا و لم یجب أن یقضى حق سید الاولین و الاخرین محمد خاتم النبیین (ع) فى مصابه بسبطه و ولده و ریحانته و قرة عینه و باهله الذین أصیبوا و حریمه الذین سبوا و هتکوا...(25)

تهذیب الاحکام از شیخ طوسى از امام باقر(ع)

لزقت السفینة یوم عاشوراء على الجودى فأمر نوح(ع) من معه من الجن و الانس أن یصوموا ذلک الیوم.

و قال ابوجعفر(ع) اتدرون ما هذا الیوم؟ هذا الیوم الذى تاب الله عزو جل فیه على آدم و حوا(ع) و هذا الیوم الذى فلق الله فیه البحر لبنى اسرائیل فاغرق فرعون و من معه و هذا الیوم الذى غلب موسى(ع) فرعون و هذا الیوم الذى ولد فیه ابراهیم(ع) و هذا الیوم الذى تاب الله فیه على قوم یونس و هذا الیوم الذى ولد فیه عیسى بن مریم(ع) و هذا الیوم الذى یقوم فیه القائم(ع)(26)

دعائم الاسلام از قاضى نعمان مصرى:

عن جعفر بن محمد(ع) انه قال استوت السفینة یوم عاشوراء على الجودى فأمر نوح(ع) من معه من الانس و الجن بصومه و هو الیوم الذى تاب الله فیه على آدم(ع) و هو الیوم الذى یقوم فیه قائمنا أهل البیت(ع)(27)

شفا الصدور از حاج میرزا ابوالفضل طهرانى:

شیخ صدوق از جبله مکیه نقل کرده که شنیدم از میثم تمار رضى الله عنه که فرمود: والله مى‏کشند این امت پسر پیغمبر خود را در محرم در روز دهم. و هر آینه اعدا حق سبحانه و تعالى این روز را روز برکت قرار دهند و همانا این کار شدنى است و پیش گرفته است در علم خداى تعالى و من مى‏دانم او را به عهدى که از مولایم امیرالمؤمنین(ع) به من رسیده ـ تا آنجا که جبله مى‏گوید: ـ گفتم: چگونه مردم روز قتل حسین را روز برکت قرار دهند پس میثم بگریست و فرمود: حدیثى وضع کنند که او روزى است که خداى تعالى در او توبه آدم را قبول کرد ـ با اینکه خداى تعالى در ذیحجه توبه آدم را قبول کرد ـ و گمان مى‏کنند که او روزى است که خداى تعالى یونس را از شکم ماهى بیرون آورد ـ با اینکه خداى تعالى یونس را در ذیقعده از شکم ماهى برآورد ـ و گمان مى‏کنند که او روزى است که سفینه نوح بر جودى قرار گرفت ـ با اینکه استوارى سفینه در روز هجدهم ذیحجة بود ـ و گمان مى‏کنند که او روزى است که خدا دریا را براى موسى بشکافت ـ با اینکه این کار در ربیع الاول بود. (28)

در مجله الهادى که سالهاى قبل از پیروزى انقلاب در قم منتشر مى‏شد شماره دوم سال هفتم در مقاله‏اى پیرامون عاشورا و روزه یهود در این روز بحث شده است. نویسنده آن مقاله معتقد است تمام روایاتى که دلالت بر روزه گرفتن یهودیها در عاشورا دارد جعلى است و این قبیل روایات در جهت کار بنى‏امیه بوده که موضوع کربلا و حادثه عاشورا را لوث کنند، وى مى‏نویسد :

فى واقعنا الحاضر لانجد اىّ یهود یصوم فى العاشر من محرم او یعده عیدا و لم یوجد فى السجلات التاریخیة ما یشیر الى انهم صاموا فى العاشر من محرم او عدوه عیدا... بل الیهود یصومون یوم العاشر من شهر تشرین و هو الشهر الاول من سنتهم فى تقویمهم و تاریخهم الا أنهم لا یسمونه یوم عاشوراء بل یوم او عید کیپور.(29)

براى بررسى این مطالب لازم است به مصادر معتبرى که درباره روزه یهود بحث کرده‏اند رجوع کنیم:

کتاب قاموس مقدس تألیف مستر هاکس آمریکایى:

روزه کفاره: روزه مهم سالیانه‏اى است که با آرامى و استراحت و روزه در دهم ماه تشرین یعنى پنج روز قبل از عید خیمه‏ها نگاه داشته مى‏شد... که فعلا این عید در دهه اول اکتبر واقع مى‏شود...(30)

عاشورا اصلا نام روز دهم محرم نبوده است بلکه روز دهم ماه تشرین بوده است که یهودیان از جمله یهودیان عرب در آن روز روزه کیپور مى‏گرفتند...

تشرین نام یکى از ماههاى تقویم یهود که ماه اول سال عرفى و ماه هفتم سال دینى است و مطابق با قسمتى از سپتامبر و اکتبر فرنگى مى‏باشد... جشن سال نو در روزهاى اول و دوم تشرین برگزار مى‏شود یوم کیپور در روز دهم...(31)

التفهیم از ابوریحان بیرونى:

کبور چیست؟ (32) دهم روز است از تشرین وزین جهت گاه گاه او را عاشورا خوانند (33) فاما نام کبور اندر زبان عبرى کفاره گناهان است و این یک روز است که بر جهودان روزه داشتن فریضه کرده آمد ... تو اندازه این روز بیست و پنج ساعت است و ابتدا کنند روز نهم پیش از آفتاب فرو شدن به نیم ساعت و تمام شود چون آفتاب فرو شود روز دهم و نیم ساعت بگذرد آنگه روزه بگشایند.(34)

در گنجینه‏اى از تلمود نیز راجع به روزه روز کیپور مفصل بحث شده است (35)

الآثار الباقیة از ابوریحان بیرونى:

تشرین و هو ثلاثون یوما... و فی الیوم العاشر منه صوم الکبور و یدعى العاشورا و هو الصوم المفروض من بین سائر الصیام فإنها نوافل و یصام هذا الکبور من قبل غروب الشمس من الیوم التاسع بنصف ساعة الى ما بعد غروبها فی الیوم العاشر بنصف ساعة تمام خمس و عشرین ساعة ... و صومه کفارة لکل ذنب على وجه الغلط و یجب على من یصمه من الیهود القتل عندهم و فیه یصلى خمس صلوات و یسجد فیها ...(36)

سفر لاویان تورات شانزدهم:

و این براى شما دائمى باشد که در روز دهم ماه هفتم جانهاى خود را ذلیل سازید و هیچ کار مکنید... زیرا که در آن روز کفاره براى تطهیر شما کرده خواهد شد و از جمیع گناهان خود به حضور خداوند طاهر خواهید شد...(37)

ظاهر عبارات این کتابها موید همان مطلبى است که در مقاله مجله الهادى آمده زیرا دهم تشرین با دهم محرم همیشه یک روز نیست بله ممکن است گاهى در یک روز هر دو واقع شوند در صورتى که ظاهر روایات و مطالبى که قبلا در این مقاله آوردیم این است که یهود همواره در دهم ماه محرم روزه مى‏گرفتند.

اما با این وصف نمى‏توان قضاوت قطعى کرد زیرا خلاف واقع بودن آن همه روایت و گفتارهاى اهل لغت هم بعید به نظر مى‏رسد و شاید دو مطلبى که در ذیل از دائرة المعارف فارسى و از مرحوم علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانى نقل مى‏کنیم بتواند این شبهه را دفع و یا دست کم ضعیف کند.

در دائرة المعارف فارسى آمده:

تقویم یهود به سبب قواعد گوناگونى که براى تنظیم اعیاد دینى دارند پیچیده است سال دینى اول نیسان و سال عرفى از اول تشرین آغاز مى‏شود(38)

علامه شعرانى رحمة الله علیه:

ابوریحان بیرونى و بعضى از مفسران که اهل فن (نجوم) بودند گویند: نسى‏ء آن بود که هر سه سال یک بار ماه بر عدد ماههاى سال مى‏افزودند و آن سال را سیزده ماه مى‏گرفتند تا ماهها از فصل خود تغییر نکند و محرم که آغاز سال است منطبق با اول بهار باشد تقریبا چنانکه اکنون رسم یهود است در هر سه سال یک سال را سیزده ماه مى‏گیرند و ماههاى آنها قمرى است از محل خود در فصول شمسى تغییر نمى‏کند وعرب تقلید یهود مى‏کردند و بدین عمل قهرا ماهها از جاى حقیقى خود تغییر مى‏کردند آنکه عمدا حج را از ماهى به ماهى تغییر دهند بلکه این نتیجه افزودن یک ماه است و گرنه خود آنها همه ماهى را که در آن حج مى‏کردند ذوالحجه نبود و اختلاف راویان در آن است که آیا آن ماه زائد را چه نامیدند صفر یا محرم یا غیر آن و آن چندان مهم نیست....(39)

قال العلامة الشعرانى رحمة الله علیه فی حاشیة الوافی:

اعلم ان یوم عاشورا کان یوم صوم الیهود و لا یزالون یصومون إلى الآن و هو الصوم الکبیر (40) و وقته الیوم العاشر من الشهر الاول من السنة و لما قدم رسول الله (صلى الله علیه و آله) المدینة کان أول سنة الیهود مطابقا لأول المحرم و کذلک بعده إلى أن حرم النسی و ترک فی الاسلام و بقى علیه الیهود إلى زماننا هذا فتخلف اول سنة المسلمین عن أول سنتهم و افترق یوم عاشورا عن یوم صومهم و ذلک لأنهم ینسئون إلى زماننا فیجعلون فی کل ثلاث سنین سنة واحدة ثلاثة عشر اشهر کماکان یفعله العرب فی الجاهلیة فصام رسول الله (صلى الله علیه و آله) و المسلمون یوم عاشورا کما کانوا یصومون و قال نحن أولى بموسى منهم الى ان نسخ وجوب صومه بصوم رمضان و بقى الجواز.

و قال فی الروض الانف انهم یعنى العرب کانوا ینقلونه یعنى اول المحرم على حسب الشهور الشمسیة.(41)

 

یک حدیث بسیار جالب‏

روایتى در مجمع البحرین از طریحى ومستدرک سفینة البحار از نمازى نقل شده است و مستفاد از ان این است که یوم الله بودن عاشورا به خاطر وقوع حادثه بسیار عظیم شهادت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) در این روز است و این مطلب را خداى متعال به حضرت موسى (علیه السلام) فرموده است و بنابراین مى‏توان گفت اگر روز عاشورا در میان یهود و دیگران که پس از آنها بوده‏اند احترامى داشته با جهت این بوده که حضرت موسى (علیه السلام) آنان را به این کار امر کرده و امر او به خاطر این بوده که از راه وحى به عظمت این روز پى برده بوده است و البته این حدیث با وقوع حوادث مهم دیگر در این روزمنافات ندارد.

اینک متن روایت:

فی حدیث مناجاة موسى(42) و قد قال یا رب لم فضلت امة محمد (صلى الله علیه و آله) على سائر الامم؟ فقال الله تعالى: فضلتهم لعشر خصال. قال موسى و ما تلک الخصال التى یعملونها؟ حتى آمر بنی اسرائیل یعملونها.(43)

قال الله تعالى: الصلاة و الزکاة والصوم (44) و الحج و الجهاد، و الجمعة (45) و الجماعة و القرآن و العلم (46) و العاشوراء.قال موسى (علیه السلام) یا رب و ما العاشوراء؟ قال: البکاء و التباکی(47) على سبط محمد (صلى الله علیه و آله) و المرثیه و العزاء على مصیبة ولد المصطفى.

یا موسى ما من عبد من عبیدی فی ذلک الزمان بکى او تباکى و تعزى على ولد المصطفى الا و کانت له الجنة ثابتا فیها. و ما من عبد أنفق من ماله فی محبة ابن بنت نبیه طعاما وغیر ذلک درهما او دینارا إلا و بارکت له فی دار الدنیا الدرهم بسبعین درهما و کان معافا فی الجنة و غفرت له ذنوبه.(48)

و عزتى و جلالى ما من رجل او امرأة سال دمع عینیه فی یوم عاشوراء...(49)

مصادر مقاله:

1) الآثار الباقیة، چاپ افست. 2). الاعلام، زرکلى چاپ هشت جلدى. 3). اقرب الموارد، چاپ سه جلدى افست. 4). بغیة الوعاة،سیوطى، چاپ دار المعرفة. 5) تاج العروس، زیبدى ـ شرح قاموس اللغة. 6) ترجمه قاموس اللغة، چاپ سنگى. 7) التعجب، کراجکى، چاپ سنگى. 8) التفهیم، چاپ دوم. 9) تهذیب الاحکام، چاپ نجف. 10) تهذیب اللغة، ازهرى، چاپ مصر. 11) تورات فارسى، عهدین. 12) جامع احادیث الشیعة. 13) جمهرة اللغة، چاپ چهار جلدى. 14) جواهر الکلام، چاپ جدید. 15) حاشیه تفسیر ابى الفتوح، چاپ اسلامیه. 16)حاسبه وافی، استاد شعرانى رحمة الله، ضمیمه، چاپ اسلامیه. 17) دائرة المعارف فارسى، مصاحب. 18) دستور العلماء، چاپ دوم در چهار جلد. 19) دعائم الاسلام، چاپ مصر. 20) روضة المتقین، ملا محمد تقى مجلسى ج 21 .3) السامی فی الأسامی، میدانى، چاپ مصر. 22) سفینة البحار، محدث قمى. 23) سنن ابن ماجه، در دو جلد. 24) سنن الدرامی، در دو جلد. 25) شرح باب حادیعشر، چاپ عبد الرحیم . 26) شرح فقیه فارسى، تألیف ملا محمد تقى مجلسى، چاپ سنگى. 27) شفاء الصدور، چاپ سنگى . 28) صحاح اللغة، چاپ هفت جلدى. 29) صحیح البخاری، چاپ سه جلدى. 30) صحیح مسلم، چاپ دو جلدى. 31) عمدة القاری فی‏شرح البخاری. 32) کتاب العین، خلیل ابن احمد، چاپ هشت جلدى . 33) الغریبین، هروى چاپ قاهره، 34 1390) القاموس المحیط، چاپ آخوندى. 37) کتاب من لا یحضره الفقیه، چاپ غفارى. 38) الکنى والالقاب، محدث قمى چاپ نجف. 39) کنز العمال. ملا على قارى. 40) گنجینه‏اى از تلمود، چاپ 1350 ش. 41) لسان العرب، چاپ لبنان 42) مجله الهادی، چاپ قم 43) مجمع البحرین، چاپ سنگى و چاپ جدید. 44) مجمع الفائده، ملا احمد اردبیلى 45) المحلى، چاپ هشت جلدى. 46)مختار الصحاح، ابوبکر رازى 47) مرآت العقول، علامه مجلسى. 48) مستدرک سفینة البحار. 49) مصباح المنیر، فیومى، چاپ جدید، قم. 50) معجم البلدان، یاقوت حموى. 51) معیار اللغة چاپ سنگى در دو جلد. 52) مفاتیج الجنان، محدث قمى. 53) مقائیس اللغة، چاپ قم (افست). 54) منتخب اللغة، چاپ سنگى. 55) منهى الإرب، چاپ افست 56) الموطا، چاپ 57 .1370) النهایة، چاپ پنج جلدى. 58) نیل الاوطار، شوکانى، چاپ 1973 م. 59) وافى، ملا محسن فیض رحمة الله چاپ اسلامیه. 60) هدیة الأحباب، محدث قمى، چاپ سنگى.

 

پی نوشتها :

1-      سنن دارمی، ج 2، ص 22

2-      موطا مالک، ج 1 ص 219 و سنن دارمی، ج 2، ص .23

3-      صحیح بخاری، ج 3، ص 31

4-      نیل الأوطار، ج 4، ص .326

5-      صحیح بخاری، ج 3، ص 31

6-      صحیح بخاری، ج 3، ص 31

7-      جامع احادیث الشیعه، ج 9، ص 479 و کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 85، چاپ غفارى و به روضة المتقین ملا محمد تقى مجلسى رحمة الله، ج 3 رجوع شود.

8-      جامع احادیث الشیعه، ج 9، ص .480

9-      جامع احادیث الشیعه، ج 9، ص 475 به نقل از تهذیب شیخ طوسى واقبال ابن‏طاووس.

10-   کبور یا کپیور که در مورد روزه عاشورا یهودیان آمده است با همین واژه کفاره ارتباط دارد وشاید آن واژه عبرى همین واژه باشد.

11-   جامع احادیث الشیعه، ج 9، ص 475 به نقل از تهذیب و استبصار شیخ طوسى.

12-   کنز العمال، ج 8، ص 658

13-   کنز العمال، ج 8، ص 656

14-   کنز العمال، ج 8، ص 656

15-   مثلا در صحیح بخارى حدود ده روایت و در صحیح مسلم حدود سى روایت آمده است.

16-   در همین مقاله از کتاب دستور العلماء نقل شده ودر ذیل عنوان «چند یاد آورى» در پایان مقاله هم مى‏آید.

17-   جامع احادیث الشیعة، ج 9، ص 477 به نقل از کافى.

18-   جامع احادیث الشیعة، ج 9، ص 477 به نقل از کافى و تهذیب و استبصار

19-   جامع احادیث الشیعة، ج 9، ص 477 به نقل از کافى و تهذیب.

20-   جامع احادیث الشیعة، ج 9، ص 477

21-   جامع احادیث الشیعة، ج 9، ص 477 به نقل از کافى و تهذیب و استبصار.

22-   جامع احادیث الشیعة، باب 18 صیام رجوع شود.

23-   مجمع الفائده، ج 5، ص .188

24-   جواهر الکلام، ج 17، ص 105

25-   التعجب، کراجکى، چاپ سنگى ضمیمه کنز الفوائد، ص .45

26-   تهذیب الاحکام، ج 4، ص 300

27-   دعائم الاسلام، ج 1، ص 284

28-   شفاء الصدور، طهرانى، چاپ سنگى، ص 259، وافى، جزء7، ص 14 به نقل از امالی صدوق و علل الشرایع صدوق.

29-   مقاله نگارش استاد حسن توفیق سقاف است.

30-   قاموس مقدس، 427، چاپ 1928 میلادى.

31-   دائرة المعارف فارسى، ج 2، ص 1651 و ج 2، ص .643

32-   مرحوم همائى در حاشیه التفهیم گوید: تلفظ اصلیش کپور وبا لفظ کفاره عربى یک ریشه دارد.

33-   مرحوم همائى گوید: تلفظ اصلیش به طورى که نگارنده از علماى یهود تحقیق کرد عاسور به سین مهمله است و با عاشور و عاشورا و عشره عربى یک ریشه دارد.

34-   التفهیم، چاپ دوم، ص .244

35-   گنجینه‏اى از تلمود، چاپ 1350 شمسى، ص 122 ـ .125

36-   الآثار الباقیة، چاپ افست، ص 277

37-   تورات فارسى‏

38-   دائرة المعارف فارسى، مصاحب ج 1، ص 10659 از برادر فاضل و گرامى حضرت آقاى توفیقى که با معرفى این چند مصدر در این بخش مقاله ما را یارى کردند سپاسگذاریم.

39-   تفسیر ابى الفتوح رازى، ج‏6، ص 29 در پاورقى.

40-   احتمالا کبیر غلط چاپى است زیرا در کتابهاى دیگر کبور و کپور و کیپور آمده است.

41-   کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 85 در پاورقى و وافى فیض، چاپ سه جلدى شامل 14 جزء جزء7، ص 14 در حاشیه.

42-   متأسفانه مرحوم طریحى مدرک و سند این حدیث را یاد نکرده است.

43-   واضح است که حضرت موسى مى‏خواهد موجبات افضلیت امت اسلام مثلا عظمت عاشورا را بداند تا به بنى اسرائیل بگوید که آن را تعظیم کنند.

44-   بنى اسرائیل هم این عبادات را داشته‏اند پس یا مقصود این است که به کیفى که در اسلام هست نداشته‏اند ویا منظور این است که این مجموعه ده‏تایى ازمختصات امت اسلامى است.

45-   در زمان ما براى همه روشن شده است که نماز جمعه و جماعت عبادت بسیار مبارک ودشمن شکنى است مانند جهاد.

46-   شاید مقصود علوم رسول خدا وائمه هدى و فاطمه زهرا علیهم السلام باشد که از غیر طریق قرآن در اختیار امت قرار گرفته است.

47-   عاشورا به لازمه آن معرفى شده است.

48-   این ثوابها وبرکات براى عزادارن حضرت سید الشهدا براى کسانى که روایت این باب را درست ببینند جاى تردید و شک ندارد البته بشرطها و یا بشروطها.

49-   مجمع البحرین ماده عشر، مستدرک سفینة البحار، ماده عشر. نگارنده این حدیث شریف را اولین بار در ملحقات کتاب شرح باب حادیعشر فاضل مقداد چاپ سنگى خط عبد الرحیم دیده بود که ظاهرا آنجا هم از مجمع البحرین نقل شده باشد.


ایت الله رضا استادى‏

مجله پیام حوزه ش 6ص 96

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی